|
دل تنگ من
چقدر این دوست داشتن بی دلیل خوب است، مثل باران بی سوال که هی می بارد...
|
![]() جهان پیرتر از آن است که بگویم دوستت میدارم، من این راز را به گور خواهم برد. مهم نیست!صبحها گریه میکند کودکِ همسایه به جای خودش، ظهرها گریه میکند کودکِ همسایه به جای من، و شبها همچنان گریه میکند کودکِ همسایه به جای همه.حق با اوست همهی ما بیجهت به جهان آمدهایم. جهان پیرتر از آن است که این همه حرف، که این همه حدیث! سید علی صالحی _________________________________________________________ دو هفته گذشت و من خسته ام از این روزهای تكراری پوچ كم آورده ام. این سه روزی كه رفته ای هر كاری میكنم نبودنت را فراموش كنم نمی توانم بلكه بدتر یاد تو می افتم و بی تو بودن.دلم تو را می خواهدتنهایم خیلی تنها. با خود فكر می كردم نبودنت رنجم نخواهد داد. فكر می كردم اندیشیدن به این كه وداعِ دیگری در كار نخواهد بود تسلّی ام خواهد داد امّا نداد . بی تو زندگی كردن را هنوز یاد نگرفته ام.هنوز یاد نگرفته ام در نبودنت درد نكشم. هنوز یاد نگرفته ام در نبودنت اشك نریزم. هنوزهم كه هنوز است یاد نگرفته ام در نبودنت كم نیاورم... خیلی دوستت دارم عزیزترینم نومید،
کلافه، سرگردان،
" سید علی صالحی"
كودك چشم من از قصه ی تو می خوابد _______________________ لحظهء تلخِ وداع : ساعت بیست و دو روز هیجدهم اردیبهشت نود و یك
رایحه ی دل انگیز حضور معشوق یاس را هم مدهوش می كند چه سان مدهوش نشود واله مشتاقش ______________________ بعد از سه ماه و پنج روز
از
تو می گیرد وام هر بهار اینهمه زیبایی را -------------------- + منتظر لحظه ی مرگ ِ فاصله هام... (فقط 4 شب و سه روز دیگر ... ) نیستش،
نمیدونم کجاست، چه میکنه، ولی میدونم که ندارمش؛ وقتی دستمان به آسمان برسد علی صالحی هیچ! حتی گلدانِ کوچکِ پنجره نیز از کنایهی باد و بیقراریِ این پَرده نخواهد
رنجید... خودت را به کوچهی بادهای
پُرکنایه بزن پرده هم باشد از ماه بگو، از سکوت و از کلماتی خسته... دلـــــــــــــــــــــم بودنت را می خواهد... همیـــــن کافی است برای بی قراری هایِ من. سلام یادت می آید رفته بودی خبر از آرامش آسمان بیاوری؟ سید علی صالحی
زن که باشی
گاهی کم می آوری دست هایی را که مردانگی شان
امنیت می آورد دست خودت نیست
زن که باشی گهگهاه حریصانه بو میکنی
زن که باشی دست خودت نیست
گاهی دوست داری
بی تو، کوه ها دیوان سیاه و زشت خفتهاند. بی تو، زمین قبرستان پلید و غبار آلودی است که مرا در خود به کینه میفشرد. ابر، کفن سپیدی است که بر گور خاکی من گستردهاند وطناب گهواره ام را از دست مادرم ربودهاند و بر گردنم افکندهاند. بی تو، دریا گرگی است که آهوی معصوم مرا میبلعد. بی تو نسیم هر لحظه رنج های خفته را در سرم بیدار میکند. بی تو، من با بهار میمیرم. بی تو، من در عطر یاس ها میگریم. بی تو، من در شیرهی هر نبات رنج هنوز بودن را و جراحت روزهایی را که همچنان زنده خواهم ماند لمس میکنم . بی تو، من با هر برگ پائیزی میافتم. بی تو من در چنگ طبیعت تنها میخشکم. بی تو، من زندگی را، شوق را، بودن را، عشق را، زیبایی را، مهربانی پاک خداوندی را از یاد میبرم . بی تو، من در خلوت این صحرا، درغربت این سرزمین، در سکوت این آسمان، درتنهایی این بی کسی، نگهبان سکوتم، حاجب درگه نومیدی، راهب معبد خاموشی، سالک راه فراموشی ها، باغ پژمردهی پامال زمستانم. درختان هر کدام خاطرهی رنجی، شبح هر صخره، ابلیسی، دیوی، غولی، گنگ و پرکینه فروخفته،کمین کرده مرا بر سر راه، باران زمزمه ی گریه در دل من، بوی پونه، پیک و پیغامینه برای دل من، بوی خاک، تکرار دعوتی برای خفتن من، شاخه های غبار گرفته، باد خزانی خورده، پوک، همه تلخ ترین یادهای من تلخ ترین یادگارهای مناند. بخشی از نامه دکتر شریعتی به همسرش
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.
و دوباره فصل دیگری از جدایی
من و او ... درد دارد این همه دوری می ترسم این بار نتوانم از پس این درد برآیم... نمی دانم چند ساعت چند روز چندماه... ___________ 90/10/26 تا؟؟؟
سرشارم از عشق و جنون ، عشقی که انسان پرورد چون بـــاده ی رنگین قــــدح ، یـــاران و مستــان پرورد یکـسو دلی پــرورده ام ، کـــــز آتــــــش درد و جـنون از آب و آتـــش بگـــذرد ، دشت و گلستــــان پـــــرورد یک سو نــظر بـــر روی آن ، خورشید تابــــان کرده ام کـــز دوریش ابــــر دلــــم درهـــای غلتــــان پــــــرورد زیــن عشق عالم گـــیر من مجنون هــویدا شد بسی تـــــا در زمین عـــاشقی ، صد گنج ویـــــران پــــــرورد
محبوب خوب من من عازم نبردم گفتی وداع ؟ هرگز... دشمن وداع آخر خود را بایست كرده باشد من از نبرد پیش تو برمی گردم... ________________________ خدای من کمکم کن نمی خواهم دوباره دلتنگ او باشم ... من هنوز باور نمی کنم دوستت دارم نازنین شوق بازآمدن سوی توام
هست ... من فقط عاشق اینم حرف قلبتو بدونم ________________________________
ღღღعاشقتم عزیزمღღღ ღღღ از تنهایی خسته مღღღ خورشید
جاودانه می درخشد در مدار خویش حسین پناهی در خاموشی نشسته ام خسته ام درهم شكسته ام من دلبسته ام
دلم برای مهربانی هایت تنگ شده دلم برای نازنینم گفتن هایت تنگ شده دلم برای دوستت دارم گفتن هایت تنگ شده دلم برای آغـــــــــــــــــــــــــــــــــــــوش تو تنگ شده فقط یک هفته دیگر من که از همین حالا ثانیه ها را می شمارم تو چطور؟؟ نوازش های تو مرا دوباره زنده خواهد کرد فقط یک هفته دیگر... ________________________________ ღღღدوستت دارم خیـــــــــــلی زیادღღღ ________________________________ لحظه دیدار نزدیك است. باز من دیوانه ام، مستم. باز می لرزد، دلم، دستم. باز گویی در جهان دیگری هستم. های! نپریشی صفای زلفم را، دست! آبرویم را نریزی، دل! - ای نخورده مست - لحظه دیدار نزدیك استاز این شهر کوچ خواهم کرد من مال اینجا نیستم اینجا نمی توانم نفس بکشم همه چیز و همه کس اینجا غریبه اند به دیار تو خواهم آمد خواهم آمد و تو را گرم در آغوش خواهم گرفت و در هوای تو زندگی خواهم کرد ![]() به هیچ کس اجازه نمی دهم جای تو بنشیند تو که نیستی جایت خالی است *** این روزها به این فکر می کنم با چه بهانه ای جای تو را تا ابــــد خالی نگه دارم... ![]() قبل از اینکه بخواهی در مورد من قضاوت کنی و من را نصیحت کنی
در راه من قدم بزن
ازخیابان ها،کوه ها و دشت هایی گذر کن که من کردم
اشکهایی بریز که من ریختم
دردها و خوشی های مرا تجربه کن
سال هایی را بگذران که من گذراندم
روی سنگ هایی بلغز که من لغزیدم
آنطور که من شکستم بشکن
دوباره ودوباره بر پاخیز و مجدادا در همان راه سخت قدم بزن
همان طور که من انجام دادم...
. . . بعد آن زمان می توانی در مورد من قضاوت کنی و من را نصیحت کنی
دکتر شریعتی ![]() حرف را باید زد درد را باید گفت آشنایی با شور... و جدایی با درد... و نشستن در بهت فراموشی یا غرق غرور ؟ سینه ام آینه ای ست با غباری از غم تو به لبخندی از این آینه بزدای غبار آشیان تهی دست مرا مرغ دستان تو پر می سازند آه مگذار، كه دستان من آن اعتمادی كه به دستان تو دارد به فراموشیها بسپارد آه مگذار كه مرغان سپید دستت دست پر مهر مرا سرد و تهی بگذارد حرف را باید زد درد را باید گفت __________________________________ خدایا کمکم کن به فردا برسم... دلم تنگه برای گریه کردن دلم بد جور گرفتــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه |
|
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] |