دل تنگ من
چقدر این دوست داشتن بی دلیل خوب است، مثل باران بی سوال که هی می بارد...
قالب وبلاگ


جهان
پیرتر از آن است
که بگویم دوستت می‌دارم،
من این راز را به گور خواهم برد.
مهم نیست!
صبح‌ها گریه می‌کند کودکِ همسایه
به جای خودش،
ظهرها گریه می‌کند کودکِ همسایه
به جای من،
و شب‌ها
همچنان گریه می‌کند کودکِ همسایه
به جای همه.
حق با اوست
همه‌ی ما بی‌جهت به جهان آمده‌ایم.
جهان
پیرتر از آن است
که این همه حرف،
که این همه حدیث!
                                                     سید علی صالحی

_________________________________________________________
دو هفته گذشت و من خسته ام از این روزهای تكراری پوچ

[ دوشنبه 1 خرداد 1391 ] [ 11:41 ق.ظ ] [ آلتین گون ] [ نظرات ]

 كم آورده ام. این سه روزی كه رفته ای هر كاری میكنم نبودنت را فراموش كنم نمی توانم بلكه بدتر یاد تو می افتم و بی تو بودن.دلم تو را می خواهدتنهایم خیلی تنها. با خود فكر می كردم نبودنت رنجم نخواهد داد. فكر می كردم اندیشیدن به این كه  وداعِ دیگری در كار نخواهد بود تسلّی ام خواهد داد امّا نداد . بی تو زندگی كردن را هنوز یاد نگرفته ام.هنوز یاد نگرفته ام در نبودنت درد نكشم. هنوز یاد نگرفته ام در نبودنت اشك نریزم. هنوزهم كه هنوز است یاد نگرفته ام در نبودنت كم نیاورم...

خیلی دوستت دارم عزیزترینم


[ پنجشنبه 21 اردیبهشت 1391 ] [ 09:08 ب.ظ ] [ آلتین گون ] [ نظرات ]


نومید، کلافه، سرگردان،
جهان را به جست‌وجویِ دلیلی ساده
دشنام می‌دهم.

                                                                                                     " سید علی صالحی"


[ چهارشنبه 20 اردیبهشت 1391 ] [ 11:09 ق.ظ ] [ آلتین گون ] [ نظرات ]

كودك چشم من از قصه ی تو می خوابد
قصه ی نغز تو از غصه تهی ست
باز هم قصه بگو
تا به آرامش دل
سر به دامان تو بگذارم و در خواب روم
گل به گل ، سنگ به سنگ این دشت
یادگاران تو اند

_______________________

لحظهء تلخِ   وداع : ساعت بیست و دو روز هیجدهم اردیبهشت نود و یك


[ سه شنبه 19 اردیبهشت 1391 ] [ 09:48 ب.ظ ] [ آلتین گون ] [ نظرات ]


رایحه ی دل انگیز حضور معشوق


یاس را هم مدهوش می كند


چه سان مدهوش نشود واله مشتاقش

______________________

بعد از سه ماه و پنج روز

 


[ چهارشنبه 30 فروردین 1391 ] [ 08:41 ق.ظ ] [ آلتین گون ] [ نظرات ]

از تو می گیرد وام هر بهار اینهمه زیبایی را
هوس باغ و بهارانم نیست
زندگی از تو و مرگم از توست
من به چشمان خیال انگیزت معتادم
و دراین راه تباه عاقبت هستی خود را دادم
زندگی رویا نیست
زندگی زیبایی ست
می توان بر درختی تهی از بار ، زدن پیوندی
می توان در دل این مزرعه ی خشك و تهی بذری ریخت
می توان از میان فاصله ها را برداشت
دل من با دل تو
هر دو بیزار از این فاصله هاست...

--------------------

+ منتظر لحظه ی مرگ ِ فاصله هام...

(فقط 4 شب و سه روز دیگر ... )


[ شنبه 26 فروردین 1391 ] [ 09:21 ب.ظ ] [ آلتین گون ] [ نظرات ]

  

نیستش، نمیدونم کجاست، چه میکنه، ولی میدونم که ندارمش؛
هیچوقت نخواستم که تو رو با چشمات به یاد بیارم؛
نمیخواستم که تو رو تو گم ترین آرزوهام ببینم؛
نمیخواستم که بی تو به دیوارها بگم هنوزم دوستت دارم؛
آخه تو هول و ولای پریشونی و تو رو نداشتن....؟!
تو گیر و دار... ای بابا دل تو هیچ، حال اون خوش...!
ای بی مروت!!!
دیگه دلی میمونه که جور دل کبوتر بتپه؟! که با شما از جون زندگیش بگه؟!
بگه که هنوز زنده ست ، هنوز زنده ست...............
اگه صدا صدای منه، نفس اگه نفس تو بزار که اون خوش غیرتاش بدونن که دل، دل دیگه دل نیست دیگه دل نمیشه
نه دیگه این واسه ما دل نمیشه...!!!


[ شنبه 26 فروردین 1391 ] [ 02:26 ب.ظ ] [ آلتین گون ] [ نظرات ]
-

وقتی دستمان به آسمان برسد
وقتی که بر آن بلندیِ بنفش بنشینیم
دیگر دست کسی هم به ما نخواهد رسید
می‌نشینیم برای خودمان قصه می‌گوئیم
تا کبوترانِ کوهی از دامنه‌ی رویاها به لانه برگردند

                                علی صالحی


[ چهارشنبه 23 فروردین 1391 ] [ 07:55 ب.ظ ] [ آلتین گون ] [ نظرات ]



هیچ!

حتی گلدانِ کوچکِ پنجره نیز از کنایه‌ی باد و بی‌قراریِ این پَرده نخواهد رنجید...
این‌جا همه چیز مَحرَم من است
ماه، سکوت، صندلی، کلمات !
هر چه دلت خواست از خوابِ گریه بخواه...
روز خواهد شد
باران خواهد آمد
فعلا به کسی نگو این‌جا شب است...

خودت را به کوچه‌ی بادهای پُرکنایه بزن

پرده هم باشد

از ماه بگو، از سکوت و از کلماتی خسته...


[ چهارشنبه 16 فروردین 1391 ] [ 09:17 ب.ظ ] [ آلتین گون ] [ نظرات ]
*

دلـــــــــــــــــــــم بودنت را می خواهد...

همیـــــن کافی است برای بی قراری هایِ من.




[ سه شنبه 15 فروردین 1391 ] [ 09:49 ب.ظ ] [ آلتین گون ] [ نظرات ]

سلام
حال همه ی ما خوب است.
ملالی نیست جز گم شدن گاه به گاه خیالی دور
که مردم به آن شادمانی بی سبب میگویند.

با این همه عمری اگر باقی بود٬
طوری از کنار زندگی میگذرم که نه زانوی آهوی بی جفت بلرزد
و نه این دل ناماندگار بی درمان...

میدانم همیشه حیاط  آنجا پر از هوای تازه ی باز نیامدن است
اما تو لااقل حتی هر وهله، گاهی، هر از گاهی
ببین انعکاس تبسم رویا شبیه شمایل شقایق نیست...  

راستی خبرت بدهم خواب دیده ام
خانه ای خریده ام
بی پرده، بی پنجره، بی در، بی دیوار
هی بخند

بی پرده بگویمت
فردا را به فال نیک خواهم گرفت
باد بوی نامهای کسان من میدهد

یادت می آید رفته بودی خبر از آرامش آسمان بیاوری؟

نامه ام باید کوتاه باشد، ساده باشد،
بی حرفی از ابهام و آینه،
از نو برایت مینویسم:

حال همه ی ما خوب است،
اما تو باور نکن.

                      سید علی صالحی

 


[ شنبه 12 فروردین 1391 ] [ 11:09 ب.ظ ] [ آلتین گون ] [ نظرات ]

زن که باشی گاهی کم می آوری دست هایی را که مردانگی شان امنیت می آورد
و شانه هایی را که استحکام آغوششان لمس آرامش را  به همراه دارد

دست خودت نیست

 

زن که باشی گهگهاه حریصانه بو میکنی
دستهایت را
شاید عطر تلخ و گس مردانه اش
لا به لای انگشتانت باقی مانده باشد.

 

زن که باشی
گاهی رهایش می کنی و پشت سرش آب می ریزی
و قناعت می کنی به رویای حضورش

دست خودت نیست

 

گاهی دوست داری
تکیه بدهی، پناه ببری، ضعیف باشی
دست خودت نیست

زن که باشی گاهی کم می آوری...

 


[ جمعه 26 اسفند 1390 ] [ 12:16 ق.ظ ] [ آلتین گون ] [ نظرات ]


بی تو، کوه ها دیوان سیاه و زشت خفته‌اند.
 بی تو، زمین قبرستان پلید و غبار آلودی است که مرا در خود به کینه می‌فشرد. ابر، کفن سپیدی است که بر گور خاکی من گسترده‌اند وطناب گهواره ام را از دست مادرم ربوده‌اند و بر گردنم افکنده‌اند. بی تو، دریا گرگی است که آهوی معصوم مرا می‌بلعد. بی تو نسیم هر لحظه رنج های خفته را در سرم بیدار می‌کند.

 
بی تو، من با بهار می‌میرم. بی تو، من در عطر یاس ها می‌گریم. بی تو، من در شیره‌ی هر نبات رنج هنوز بودن را و جراحت روزهایی را که همچنان زنده
 خواهم ماند لمس می‌کنم . بی تو، من با هر برگ پائیزی می‌افتم. بی تو من در چنگ طبیعت تنها می‌خشکم. بی تو، من زندگی را، شوق را، بودن را، عشق را، زیبایی را، مهربانی پاک خداوندی را از یاد می‌برم .

 
بی تو، من در خلوت این صحرا، درغربت این سرزمین، در سکوت این آسمان،
 درتنهایی این بی کسی، نگهبان سکوتم، حاجب درگه نومیدی، راهب معبد خاموشی، سالک راه فراموشی ها، باغ پژمرده‌ی پامال زمستانم.

 
درختان هر کدام خاطره‌ی رنجی، شبح هر صخره، ابلیسی، دیوی، غولی،
 گنگ و پرکینه فروخفته،کمین کرده مرا بر سر راه، باران زمزمه ی گریه در دل من، بوی پونه، پیک و پیغامی‌نه برای دل من، بوی خاک، تکرار دعوتی برای خفتن من، شاخه های غبار گرفته، باد خزانی خورده، پوک، همه تلخ ترین یادهای من تلخ ترین یادگارهای من‌اند. 

بخشی از نامه دکتر شریعتی به همسرش



[ دوشنبه 22 اسفند 1390 ] [ 10:08 ب.ظ ] [ آلتین گون ] [ نظرات ]
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.

[ دوشنبه 17 بهمن 1390 ] [ 10:57 ب.ظ ] [ آلتین گون ] [ نظرات ]
و دوباره فصل دیگری از جدایی من و او ...
درد دارد این همه دوری
می ترسم این بار نتوانم از پس این درد برآیم...
نمی دانم چند ساعت چند روز چندماه...
___________
 90/10/26 تا؟؟؟


[ یکشنبه 16 بهمن 1390 ] [ 11:08 ق.ظ ] [ آلتین گون ] [ نظرات ]

سرشارم از عشق و جنون ، عشقی که انسان پرورد

چون بـــاده ی رنگین قــــدح ، یـــاران و مستــان پرورد

یکـسو دلی پــرورده ام ، کـــــز آتــــــش درد و جـنون

از آب و آتـــش بگـــذرد ، دشت و گلستــــان پـــــرورد

یک سو نــظر بـــر روی آن ، خورشید تابــــان کرده ام

کـــز دوریش ابــــر دلــــم درهـــای غلتــــان پــــــرورد

زیــن عشق عالم گـــیر من مجنون هــویدا شد بسی

تـــــا در زمین عـــاشقی ، صد گنج ویـــــران پــــــرورد


[ سه شنبه 17 آبان 1390 ] [ 06:32 ب.ظ ] [ آلتین گون ] [ نظرات ]

محبوب خوب من

من عازم نبردم

گفتی وداع ؟

هرگز...

 دشمن وداع آخر خود را

بایست كرده باشد

 من از نبرد

پیش تو

برمی گردم...

________________________

خدای من کمکم کن

نمی خواهم دوباره دلتنگ او باشم ...



[ شنبه 30 مهر 1390 ] [ 08:10 ب.ظ ] [ آلتین گون ] [ نظرات ]


من هنوز باور نمی کنم
که این درد درست چهل و هشت ساعت دیگر
به پایان خواهد رسید
هر چند می دانم فقط اندک زمانی است این یکی شدن
و دوباره باید طعم تلخ جدایی را بچشیم
اما باز خدایم را شاکرم
و منتظر سر کشیدن شهد شیرین آغوشت هستم

                                                 


دوستت دارم نازنین



[ پنجشنبه 21 مهر 1390 ] [ 12:07 ب.ظ ] [ آلتین گون ] [ نظرات ]

 

شوق بازآمدن سوی توام هست ...



[ چهارشنبه 20 مهر 1390 ] [ 08:24 ق.ظ ] [ آلتین گون ] [ نظرات ]

من فقط عاشق اینم حرف قلبتو بدونم
الکی بگم جدا شیم تو بگی که نمیتونم
من فقط عاشق اینم بگی از همه بیزاری
دو سه  روز پیدام نشه تا ببینم چه حالی داری
من فقط عاشق اینم ، روزایی که با تو تنهام
کار و بار زندگیمو بزارم برای فردا
عاشق اون لحظه ام که، پشت پنجره بشینم
حواست به من نباشه دزدکی تو رو ببینم
من فقط عاشق اینم عمری از خدا بگیرم
اینقدر زنده بمونم تا به جای تو بمیرم

________________________________
عاشقتم عزیزم
از تنهایی خسته م



[ پنجشنبه 14 مهر 1390 ] [ 02:25 ب.ظ ] [ آلتین گون ] [ نظرات ]

خورشید جاودانه می درخشد در مدار خویش
ماییم كه پا جای پای خود می نهیم و غروب می كنیم
هر پسین
این روشنای خاطر آشوب در افق های تاریك دوردست
نگاه ساده فریب كیست كه همراه با زمین
مرا به طلوعی دوباره می كشاند ؟
ای راز
ای رمز
ای همه روزهای عمر مرا اولین و آخرین

                                        حسین پناهی



[ یکشنبه 10 مهر 1390 ] [ 08:58 ب.ظ ] [ آلتین گون ] [ نظرات ]

در خاموشی نشسته ام


خسته ام


درهم شكسته ام


من دلبسته ام


[ یکشنبه 10 مهر 1390 ] [ 07:53 ب.ظ ] [ آلتین گون ] [ نظرات ]

دلم برای مهربانی هایت تنگ شده
دلم برای نازنینم گفتن هایت تنگ شده
دلم برای دوستت دارم گفتن هایت تنگ شده
دلم برای آغـــــــــــــــــــــــــــــــــــــوش تو تنگ شده
فقط یک هفته دیگر
من که از همین حالا ثانیه ها را می شمارم تو چطور؟؟
نوازش های تو مرا دوباره زنده خواهد کرد
فقط یک هفته دیگر...
________________________________
دوستت دارم خیـــــــــــلی زیاد
________________________________


[ شنبه 9 مهر 1390 ] [ 11:31 ب.ظ ] [ آلتین گون ] [ نظرات ]


لحظه دیدار نزدیك است.

باز من دیوانه ام، مستم.

باز می لرزد، دلم، دستم.

باز گویی در جهان دیگری هستم.

های! نپریشی صفای زلفم را، دست!

آبرویم را نریزی، دل!

- ای نخورده مست -

لحظه دیدار نزدیك است


[ شنبه 9 مهر 1390 ] [ 10:57 ب.ظ ] [ آلتین گون ] [ نظرات ]

از این شهر کوچ خواهم کرد
من مال اینجا نیستم
اینجا نمی توانم نفس بکشم
همه چیز و همه کس اینجا غریبه اند
به دیار تو خواهم آمد
خواهم آمد و تو را گرم در آغوش خواهم گرفت
و در هوای
تو زندگی خواهم کرد

[ شنبه 9 مهر 1390 ] [ 10:46 ق.ظ ] [ آلتین گون ] [ نظرات ]


خسته

شكسته و

دلبسته

من هستم

من هستم

من هستم


از این فریاد

تا آن فریاد

سكوتی نشسته


در خاموشی نشسته ام

خسته ام

درهم شكسته ام

من دلبسته ام

                                          احمد شاملو

_________________________________

نازنین من از امروز تــــــا ابد

روزی هزار بار فریاد خواهم زد عاشقانه دوستت دارم . . .




[ شنبه 9 مهر 1390 ] [ 12:30 ق.ظ ] [ آلتین گون ] [ نظرات ]


به هیچ کس اجازه نمی دهم جای تو بنشیند


تو که نیستی جایت خالی است

***
این روزها به این فکر می کنم


با چه بهانه ای جای تو را تا ابــــد خالی نگه دارم...



[ شنبه 2 مهر 1390 ] [ 06:17 ب.ظ ] [ آلتین گون ] [ نظرات ]


قبل از اینکه بخواهی در مورد من قضاوت کنی
 
و من را نصیحت کنی
 
در راه من قدم بزن

ازخیابان ها،کوه ها و دشت هایی گذر کن که من کردم
 
اشکهایی بریز که من ریختم

دردها و خوشی های مرا تجربه کن
 
سال هایی را بگذران که من گذراندم

روی سنگ هایی بلغز که من لغزیدم
 
آنطور که من شکستم بشکن
 
دوباره  ودوباره بر پاخیز و مجدادا در همان راه سخت قدم بزن
 
همان طور که من انجام دادم...
.
.
.
بعد آن زمان می توانی در مورد من قضاوت کنی و من را نصیحت کنی

                                                                                       دکتر شریعتی

[ دوشنبه 28 شهریور 1390 ] [ 12:32 ب.ظ ] [ آلتین گون ] [ نظرات ]


حرف را باید زد

درد را باید گفت

آشنایی با شور...
و جدایی با درد...

و نشستن در بهت فراموشی
یا غرق غرور ؟

سینه ام آینه ای ست
با غباری از غم
تو به لبخندی از این آینه بزدای غبار

آشیان تهی دست مرا

مرغ دستان تو پر می سازند
آه مگذار، كه دستان من آن
اعتمادی كه به دستان تو دارد به فراموشیها بسپارد

آه مگذار كه مرغان سپید دستت

دست پر مهر مرا سرد و تهی بگذارد

حرف را باید زد
درد را باید گفت

__________________________________

خدایا کمکم کن به فردا برسم...


[ یکشنبه 27 شهریور 1390 ] [ 10:15 ب.ظ ] [ آلتین گون ] [ نظرات ]


دلم تنگه برای گریه کردن
کجاست مادر ، کجاست گهواره ی من

__________________________________

دلم بد جور گرفتــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه


[ شنبه 26 شهریور 1390 ] [ 09:20 ب.ظ ] [ آلتین گون ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

تعداد کل صفحات : 5 :: 1 2 3 4 5

درباره وبلاگ

LOVE never fails
نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب